ديداري با ماموستا حافظ مريوان (ملا محمد روستايي)
اهل روستای باشماق مریوان است. اواخر ۱۳۲۶در سفری که مادرش به عراق داشت به دنیا آمد. بعدها به باشماق بر می گردند و در آنجا زندگی می کنند. بیماری آبله مرغان در سال ۱۳۳۰بینایی چشم هایش را از او می گیرد. آن روزها بیمارستانهای امروزی نبود به همین دلیل و به دلیل اعتقادات دینی خانواده اش او را نزد یکی از مشایخ بزرگ می برند و او به آنها می گوید که بینایي اش برنمی گردد به توصیه شیخ او را نزد عالمان آن روزگار می فرستند. با نواهای اسلامی و اذکار قرآنی خواندن را شروع می کند و سپس با راهنمایی های استادانش سراغ کلام خدا می رود و قلب و روحش را به تلاوت آیات قرآن مشغول می سازد. از ۷ سالگی حفظ شروع می شود تا سوره ی محمّد پیش می رود، بعد از مدّتی به سلیمانیه می رود، در آنجا از اوّل به حفظ آیات روشن الهی می پردازد و در سال ۱۳۳۹ آیاتی را که با روحش عجین گشته در سینه اش برای همیشه حفظ می کند و بعد از اینکه در ۱۳۴۰به باشماق بر می گردد با مرور آیات حفظ شده به تثبيت آنها می پردازد.
این مرد بزرگ کسی است که تا کنون به آموزش هزاران شیفته ی کلام خدا پرداخته است، دیوارهای خانه اش با تو از خدا می گویند و پنجره ی کوچک، تو را به آبی آسمان پیوند می دهد. او کسی است که سهمی بزرگ در قرآنی شدن ذهن و جان کودکان و جوانان این مرز و بوم داشته است. اینجا همه او را می شناسند امّا برای آشنایی بیشتر با این استاد بزرگوار و قدردانی از تلاشهای بی وقفه ی ایشان دیداری کوتاه امّا پربار با وی ترتیب دادیم تا شاید بتوانیم گوشه ای از زندگی پر از ایمان و تلاش ایشان را به نمایش بگذاریم. لازم می بینم قبل از شروع خواندن مصاحبه به یکی از ویژگی های کم نظیر ایشان اشاره کنم و آن هم حضور ذهن و حافظه ی ایشان در به یادآوری تاریخ دقیق اتّفاقهای زندگی و اسامی اشخاص است.
مصاحبه با ماموستا حافظ (ملامحمّد روستايي)
لطف می کنید خودتان را معرفی کنید و بگویید چند سال سن دارید؟
من محمّد روستايي هستم ۶۵ سال سن دارم ساکن شهر مریوان هستم، در سن ۲۴ سالگی ازدواج کردم ولی صاحب فرزندی نشده ایم الان ۴۱ سال است که با همسرم زندگی می کنیم.
همه شما را به عنوان حافظ قرآن می شناسند به عنوان یک استاد در این زمینه، شما از چه روشی برای حفظ استفاده کرده اید و چه روشی را برای این کار مناسب تر می دانید؟
موقعی که من حفظ قرآن را شروع کردم صبح ها به خواندن و حفظ آیات می پرداختم و بعد از ظهر محفوظاتم را به استاد پس می دادم تا اینکه یک سوره به پایان می رسید سوره را به طور کامل برای استاد می خواندم سپس با تشخیص استاد می توانستم سوره ی دیگری را حفظ کنم. به نظر من حفظ در خانه و به تنهایی کار سختی است و حافظ زود خسته شده و چه بسا از ادامه ی حفظ منصرف می شود در این صورت وجود استادی که همواره گام به گام با شاگرد همراه باشد لازم بلکه ضروری است.
آیا دانستن معنای کلمات و آیات قرآن تأثیری در روند حفظ قرآن دارد؟
بله! قرآن به زبان عربی است و حفظ کردن زبانی دیگر بدون دانستن معنای کلمات آن، کار دشواری است. بعضی از کلمات با داشتن تلفّظ سخت گاهی خود مانعی می شود برای حفظ، چون حافظ قرآن نمی تواند کلمات را به هم ارتباط داده و آیات را به صورت کامل بخواند در نتیجه بهتر است فردی که می خواهد به حفظ قرآن بپردازد همراه با حفظ آیات به ترجمه ی آنها نیز توجّه داشته باشد تا حفظ به صورت کامل تری صورت گیرد .
آیا نابینایی در زندگی برای شما یک مانع در راه آموختن قرآن یا سایر علوم بوده است؟
نابینایی نه تنها به عنوان یک مانع در جهت حفظ قرآن نبوده است بلکه یکی از دلایل روی آوردن من به سمت قرآن نیز بوده است و شاید اگرمن نابینا نبودم به سمت چیزهای دیگری می رفتم امّا در مورد مسایل دیگر و نوع زندگی و سایر علوم نابینایی یک مانع جدّی برای من بوده است.
آیا علاوه بر آموزش ترتیل قرآن به آموزش علوم دیگری پرداخته اید؟
من چندین بار به تدریس تجـویـد فارسی و عربی پرداخته ام. علاوه بر آن چند بار هم مباحث مربوط به ارث و نحوه ی تقسیم ارث را تدریس کرده ام و همراه با این کارها تجوید شیخ معروف عربی را که به صورت نظم است ترجمه کرده ام و الان به صورت صوتی در بازار موجود است.
آیا آماری از افرادی که تا کنون برای آموزش قرآن به شما مراجعه کرده اند دارید؟
آمار دقیقی در دست ندارم ولی تعداد خیلی زیاد بوده اند که اغلب شرکت کنندگان در کلاسهای من از خانمها بوده اند.
شما لابلای سخنانتان به کار کردن اشاره کردید می توانید بگویید برای تامین مخارج زندگی به چه کارهایی مشغول بوده اید؟
بعد از اتمام تحصیلات با یک فرد عراقی در یک مغازه ی کوچک مشغول کار شدم بعدها خودم به کار خرید و فروش اجناس و مواد غذایی و ارسال آنها به عراق و شهرهای بزرگ ایران پرداختم و از این راهها زندگی خود و همسرم را تأمین کردم.
توصیه ی شما به سایر نابینایان چیست؟
به همه ی افراد نابینا توصیه می کنم که در آموختن و حفظ قرآن تلاش نمایند و از همه ی آنها می خواهم به دین پاک اسلام روی بیاورند باشد که همه ی ما رهرو راستین این دین باشیم و با جان و دل فرمانبردار دستورات الهی باشیم .
"امیدوارم همه گلی باشیم تا مردم ما را ببویند نه اینکه خاری باشیم که در دستشان فرو رویم"
با تشکّر از اینکه اجازه دادید لحظاتی میهمان صحبت های گرمتان باشیم.
با تشكّر فراوان از خانـم جهانـی كه زحمت اين مصاحبه را متحمّل شدند.
آدرس متن مصاحبه: وبلاگ موسّسه رفاه نابینایان و کم بینایان شهرستان مریوان
وبلاگ مؤسّسه قرآنی إقرأ كمال تشكّر را از معرّفي اين استاد بزرگ و گمنام توسط موسّسه رفاه نابینایان و کم بینایان شهرستان مریوان مي نمايد.